28 خرداد

بررسی بازی The Last Guardian

سونی در کنفرانس E3 2015 بار دیگر این بازی را زنده کرد، اما اینبار به عنوان یک بازی انحصاری برای کنسول نسل هشتمی خود، یعنی پلی‌استیشن 4. حال با عرضه شدن بازی The Last Guardian، در این مطلب قصد داریم به بررسی جز به جز آن بپردازیم.
با گیم ویک همراه باشید

چیزی که درباره بازی The Last Guardian کاملا مشخص است، آن است که این بازی نیز همچون بازی‌های قبلی اوئدا همچون Shadow of the Colossus و Ico با دیگر بازی‌های این ژانر کاملا متمایز است. تمایزی که ابعاد خود را در تمامی بخش‌های داستان، گرافیک و گیم‌پل نشان می‌دهد.

در ابتدا سراغ داستان بازی می‌روم. بخشی که به نظر من قوی‌ترین بخش بازی The Last Guardian را تشکیل می‌دهد و برای خود من یکی از تکان‌دهنده‌ترین تجربه‌های داستانی در دنیای بازی‌های ویدیویی بوده است.

معمولا دیالوگ‌ها نقش پررنگی را در داستان یک فیلم و یا بازی تاثیر گذار ایفا می‌کند. اما این المان در The Last Guardian حضور کم‌رنگی دارد و این رفتار‌های پانتومیم گونه‌ی کاراکتر‌های بازی است که حرف اول را در روایت داستان بازی می‌زنند. در این بازی کنترل پسر بچه‌ای را بر عهده دارید که حتی نامش را نمی‌دانید و تا اواخر بازی نمی‌فهمید که کجا هستید، چگونه به این سرزمین راه پیدا کرده‌اید و یا اصلا در اینجا چه می‌کنید.

بررسی ویدیویی بازی The Last Guardian

همه‌چیز از لحظه‌ای شروع می‌شود که در کنار موجودی افسانه‌ای و عظیم الجثه به نام تریکو به هوش می‌آیید. تریکو که به دلایل نامعلومی زخمی شده، ابتدا حالتی هجومی نسبت به شما دارد اما بعد از اینکه نیزه‌ها را از بدنش بیرون می‌کشید و سپس به او غذا می‌دهید، کم کم به شما اعتماد می‌کند و به این ترتیب ریشه‌های رابطه‌ای عاطفی بین کاراکتر پسر بچه و تریکو تشکیل می‌شود. با پیشروی در بازی، این ریشه‌ها قوی و قوی‌تر میشوند و به جایی می‌رسد که همواره یا شما جان تریکو را نجات می‌دهید و یا تریکو برای نجات شما خود را به خطر می‌اندازد.

داستان بازی The Last Guardian رنگ و بوی یک رویای عجیب را دارد. رویایی که تنها یک چیز در آن روشن است، و آن هدف مشترک پسر بچه و تریکو، یعنی فرار از آن سرزمین مرموز. اما تم ظاهری The Last Guardian هم این بازی را رویایی تر جلوه میدهد.

the last guardian

از نظر گرافیک و جلوه‌های بصری، The Last Guardian تماما زیبا و ظریف ساخته شده است. اگر بازی‌های قبلی فومیتو اوئدا، به ویژه Ico را تجربه کرده باشید، خیلی زود متوجه شباهت‌های دینای این دو بازی با یکدیگر خواهید شد. با اینکه دنیای بازی و آبجکت‌های آن تنوع خیلی زیادی ندارند، اما این حس به شما القا می‌شود که برای طراحی تک تک این آبجک‌ها زمان زیادی گذاشته شده است. The Last Guardian اوج زیبایی خود را در طراحی کاراکتر تریکو، نورپردازی چشم نواز و فیزیک تکان خوردن پرهای تریکو بر اثر وزش باد به رخ بازیکن می‌کشد و او را به تحسین این همه زیبایی وا می‌دارد. اما متاسفانه این دنیای آب رنگی زیبا به دفعات با مشکلات فنی مواجه می‌شود. تقریبا در تمامی صحنه‌های شلوغ بازی نرخ فریم به شدت افت می‌کند و نشان می‌دهد که تغییر سخت افزار اجرایی بازی از PS3 به PS4 هم نتوانسته برای The Last Guardian کافی باشد. با این حال اگر این بازی را بر روی کنسول ارتقا یافته PS4 Pro اجرا کنید، مشکلات فنی آن تا حد قابل توجهی کاهش پیدا کرده و تجربه ماجراجویی‌های پسر بچه و تریکو را لذت بخش‌تر می‌کند.

the last guardian

گیم پلی بازی The Last Guardian یکی دیگر از ویژگی‌های اصلی متمایز کننده این بازی است. این بازی روند کندی دارد اما این کندی به هیچ وجه آزار دهنده نیست و تنها باعث می‌شود که لحظه به لحظه این ماجراجویی را عمیقا حس کنید. هر چند در بازی تنها کنترل کاراکتر پسر بچه را بر عهده دارید اما این کاراکتر توانایی‌های محدودی دارد و این تریکو است که او را کامل می‌کند. این پسر بچه، بخاطر جسه کوچکی که دارد قادر است از لبه پرتگاه‌ها عبور کند، خود را داخل راه رو‌های باریک جای دهد و از زنجیر‌ها و نردبان‌ها بالا برود تا با رساندن خود به اهرم‌های مکانیکی راه را برای تریکو باز کند و یا برای او بشکه‌های خوشمزه پیدا کند. اما برای انجام حرکت‌های بزرگ و رسیدن به نقاط دوردست تر می‌بایست از سر و کول تریکو بالا برود و با ایما و اشاره او را به سمت مقصد راهنمایی کند.

در هنگام مبارزات نیز کاراکتر پسر بچه تقریبا بی دفاع است و اگر مورد حمله دشمنان قرار بگیرید، باید به نحوی آن‌ها را به سمت تریکو بکشانید تا او به حسابشان برسد. بعد از هر مبارزه بار دیگر نوبت شماست تا با نوازش‌های خود تریکوی از کوره در رفته را آرام کنید و سفر خود را از سر بگیرید. اما تریکوی دوست‌داشتنی، با وجود جثه‌ی عظیمش، از چیز‌های ساده‌ای می‌ترسد. به عنوان مثال در محیط‌های بازی به دفعات با نماد‌های رنگارنگ عجیبی رو به رو می‌شوید که تریکو ترس مرموز و نامعلومی از آن‌ها دارد و تا از شر آن‌ها خلاص نشوید، حتی یک قدم به جلو بر نمی‌دارد.

the last guardian

چیزی که در گیم‌پلی این بازی بسیار جالب توجه است، هوش مصنوعی تریکوی دوست داشتنی است. در بازی دکمه‌های متعددی برای انجام کارهای خاص وجود ندارد و گیم پلی بازی این امکان را در اختیار شما قرار نمی دهد که با دکمه‌های مشخصی تریکو را به اجرای دستوری مشخص وادار کنید. در اقع، تریکو همچون یک حیوان دست‌آموز، آرام آرام از رفتار‌های شما یاد می‌گیرد و نسبت به مسئولیت‌های خود آگاهی پیدا می‌کند.

با این حال این گیم‌پلی متمایز و جذاب خالی از ضعف نیست. در مواقعی از بازی، دقیقا می‌دانید که برای رسیدن به هدفتان باید چه کاری انجام دهید اما باگ‌های بازی و یا خنگ‌بازی‌های بیش از حد تریکو شما را کلافه می‌کند و مجبورتان می‌کند تا عملی را چندین بار تکرار کنید تا بالاخره موفق شوید.

 

در مجموع The Last Guardian روایتی است دوست‌داشتنی از ماجراجویی‌ها و رابطه‌‌ عاطفی عمیق دو کاراکتر کاملا متفاوت با یکدیگر. این بازی با وجود مشکلات فنی خود همچون افت فریم‌، باز هم زیباست و معدود ضعف‌های گیم‌پلی بازی هم چیزی از لذت بخش بودن تجربه‌ آن کم نمی‌کند. پس اگر چه این بازی با تاخیر‌ی چند ساله عرضه شد، اما در عوض تا همیشه در خاطر طرفدارانش باقی خواهد ماند.

 

چیزی که درباره بازی The Last Guardian کاملا مشخص است، آن است که این بازی نیز همچون بازی‌های قبلی اوئدا همچون Shadow of the Colossus و Ico با دیگر بازی‌های این ژانر کاملا متمایز است. تمایزی که ابعاد خود را در تمامی بخش‌های داستان، گرافیک و گیم‌پل نشان می‌دهد.

 

در ابتدا سراغ داستان بازی می‌روم. بخشی که به نظر من قوی‌ترین بخش بازی The Last Guardian را تشکیل می‌دهد و برای خود من یکی از تکان‌دهنده‌ترین تجربه‌های داستانی در دنیای بازی‌های ویدیویی بوده است.

 

معمولا دیالوگ‌ها نقش پررنگی را در داستان یک فیلم و یا بازی تاثیر گذار ایفا می‌کند. اما این المان در The Last Guardian حضور کم‌رنگی دارد و این رفتار‌های پانتومیم گونه‌ی کاراکتر‌های بازی است که حرف اول را در روایت داستان بازی می‌زنند. در این بازی کنترل پسر بچه‌ای را بر عهده دارید که حتی نامش را نمی‌دانید و تا اواخر بازی نمی‌فهمید که کجا هستید، چگونه به این سرزمین راه پیدا کرده‌اید و یا اصلا در اینجا چه می‌کنید.

 

بررسی ویدیویی بازی The Last Guardian

 

همه‌چیز از لحظه‌ای شروع می‌شود که در کنار موجودی افسانه‌ای و عظیم الجثه به نام تریکو به هوش می‌آیید. تریکو که به دلایل نامعلومی زخمی شده، ابتدا حالتی هجومی نسبت به شما دارد اما بعد از اینکه نیزه‌ها را از بدنش بیرون می‌کشید و سپس به او غذا می‌دهید، کم کم به شما اعتماد می‌کند و به این ترتیب ریشه‌های رابطه‌ای عاطفی بین کاراکتر پسر بچه و تریکو تشکیل می‌شود. با پیشروی در بازی، این ریشه‌ها قوی و قوی‌تر میشوند و به جایی می‌رسد که همواره یا شما جان تریکو را نجات می‌دهید و یا تریکو برای نجات شما خود را به خطر می‌اندازد.

 

داستان بازی The Last Guardian رنگ و بوی یک رویای عجیب را دارد. رویایی که تنها یک چیز در آن روشن است، و آن هدف مشترک پسر بچه و تریکو، یعنی فرار از آن سرزمین مرموز. اما تم ظاهری The Last Guardian هم این بازی را رویایی تر جلوه میدهد.

 

the last guardian

 

از نظر گرافیک و جلوه‌های بصری، The Last Guardian تماما زیبا و ظریف ساخته شده است. اگر بازی‌های قبلی فومیتو اوئدا، به ویژه Ico را تجربه کرده باشید، خیلی زود متوجه شباهت‌های دینای این دو بازی با یکدیگر خواهید شد. با اینکه دنیای بازی و آبجکت‌های آن تنوع خیلی زیادی ندارند، اما این حس به شما القا می‌شود که برای طراحی تک تک این آبجک‌ها زمان زیادی گذاشته شده است. The Last Guardian اوج زیبایی خود را در طراحی کاراکتر تریکو،  نورپردازی چشم نواز و فیزیک تکان خوردن پرهای تریکو بر اثر وزش باد به رخ بازیکن می‌کشد و او را به تحسین این همه زیبایی وا می‌دارد. اما متاسفانه این دنیای آب رنگی زیبا به دفعات با مشکلات فنی مواجه می‌شود. تقریبا در تمامی صحنه‌های شلوغ بازی نرخ فریم به شدت افت می‌کند و نشان می‌دهد که تغییر سخت افزار اجرایی بازی از PS3 به PS4 هم نتوانسته برای The Last Guardian کافی باشد. با این حال اگر این بازی را بر روی کنسول ارتقا یافته PS4 Pro اجرا کنید، مشکلات فنی آن تا حد قابل توجهی کاهش پیدا کرده و تجربه ماجراجویی‌های پسر بچه و تریکو را لذت بخش‌تر می‌کند.

 

the last guardian

 

گیم پلی بازی The Last Guardian یکی دیگر از ویژگی‌های اصلی متمایز کننده این بازی است. این بازی روند کندی دارد اما این کندی به هیچ وجه آزار دهنده نیست و تنها باعث می‌شود که لحظه به لحظه این ماجراجویی را عمیقا حس کنید. هر چند در بازی تنها کنترل کاراکتر پسر بچه را بر عهده دارید اما این کاراکتر توانایی‌های محدودی دارد و این تریکو است که او را کامل می‌کند. این پسر بچه، بخاطر جسه کوچکی که دارد قادر است از لبه پرتگاه‌ها عبور کند، خود را داخل راه رو‌های باریک جای دهد و از زنجیر‌ها و نردبان‌ها بالا برود تا با رساندن خود به اهرم‌های مکانیکی راه را برای تریکو باز کند و یا برای او بشکه‌های خوشمزه پیدا کند. اما برای انجام حرکت‌های بزرگ و رسیدن به نقاط دوردست تر می‌بایست از سر و کول تریکو بالا برود و با ایما و اشاره او را به سمت مقصد راهنمایی کند.

 

 

در هنگام مبارزات نیز کاراکتر پسر بچه تقریبا بی دفاع است و اگر مورد حمله دشمنان قرار بگیرید، باید به نحوی آن‌ها را به سمت تریکو بکشانید تا او به حسابشان برسد. بعد از هر مبارزه بار دیگر نوبت شماست تا با نوازش‌های خود تریکوی از کوره در رفته را آرام کنید و سفر خود را از سر بگیرید. اما تریکوی دوست‌داشتنی، با وجود جثه‌ی عظیمش، از چیز‌های ساده‌ای می‌ترسد. به عنوان مثال در محیط‌های بازی به دفعات با نماد‌های رنگارنگ عجیبی رو به رو می‌شوید که تریکو ترس مرموز و نامعلومی از آن‌ها دارد و تا از شر آن‌ها خلاص نشوید، حتی یک قدم به جلو بر نمی‌دارد.

 

the last guardian

 

چیزی که در گیم‌پلی این بازی بسیار جالب توجه است، هوش مصنوعی تریکوی دوست داشتنی است. در بازی دکمه‌های متعددی برای انجام کارهای خاص وجود ندارد و گیم پلی بازی این امکان را در اختیار شما قرار نمی دهد که با دکمه‌های مشخصی تریکو را به اجرای دستوری مشخص وادار کنید. در اقع، تریکو همچون یک حیوان دست‌آموز، آرام آرام از رفتار‌های شما یاد می‌گیرد و نسبت به مسئولیت‌های خود آگاهی پیدا می‌کند.

 

 

با این حال این گیم‌پلی متمایز و جذاب خالی از ضعف نیست. در مواقعی از بازی، دقیقا می‌دانید که برای رسیدن به هدفتان باید چه کاری انجام دهید اما باگ‌های بازی و یا خنگ‌بازی‌های بیش از حد تریکو شما را کلافه می‌کند و مجبورتان می‌کند تا عملی را چندین بار تکرار کنید تا بالاخره موفق شوید.

 

the last guardian

 

در مجموع The Last Guardian روایتی است دوست‌داشتنی از ماجراجویی‌ها و رابطه‌‌ عاطفی عمیق دو کاراکتر کاملا متفاوت با یکدیگر. این بازی با وجود مشکلات فنی خود همچون افت فریم‌، باز هم زیباست و معدود ضعف‌های گیم‌پلی بازی هم چیزی از لذت بخش بودن تجربه‌ آن کم نمی‌کند. پس اگر چه این بازی با تاخیر‌ی چند ساله عرضه شد، اما در عوض تا همیشه در خاطر طرفدارانش باقی خواهد ماند.

 

نظر خود را اضافه کنید.

ارسال نظر به عنوان مهمان

0
نظر شما به دست مدیر خواهد رسید
شرایط و قوانین.
  • هیچ نظری یافت نشد
استفاده از این مطالب بدون اجازه گیم ویک مجاز نیست